حسين مروج

394

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

ده‌نشينى ، روستايى . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه قرائت حمد و سورهء را به‌طور كامل مىداند ، در مقابل امّى استعمال مىشود . موارد استعمال : امامت امّى به قارء جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب صلات قاسم - كسى را گويند كه چيزى بخش بخش كند . در عرف فقيهان ، كسى است كه از طرف حاكم شرع به تقسيم اموال منصوب گردد . شرايع موارد استعمال : حقوق قاسم از بيت المال پرداخت مىشود . شرح لمعه ، كتاب جهاد قابل توجه است كه در تشكيلات قضائى اسلام پستى به اسم قاسم مطرح است و براى حاكم شرع مستحب است كه شخصى را به اين پست منصوب نمايد . شرايع قاضى - اهل قضاوت ، سمّ كشنده . در عرف فقيهان ، 1 ) كسى است كه روزهء و نماز قضا را به جا مىآورد . موارد استعمال : قاضى روزه ماه مبارك تا زوال مخيّر است در اين‌كه روزه را باطل كند و يا ادامه دهد . شرح لمعه ، كتاب صوم 2 ) قضاوت‌كننده است و به عبارت ديگر حاكم محلّ را مىگويند . مجمع البحرين موارد استعمال : بلوغ و عقل و طهارت مولد و عدالت و اهليّت افتاء در قاضى شرط است . شرح لمعه ، كتاب قضاء قاضى التّحكيم - قاضى جامع شرايطى است كه طرفين دعوى هر دو توافق مىكنند كه دعوى را در محضر او مطرح نمايند با اين‌كه قاضى داراى شرايط منصوب از طرف امام عليه السّلام وجود دارد . در زمان غيبت ، قاضى تحكيم ديگر متصوّر نيست به علت اين‌كه در صورت وجود او حكم او نافذ خواهد بود . شرح لمعه ، كتاب قضاء قاطع الطّريق - كسى است كه مردم را بترساند و در صورتى كه جلو او گرفته نشود ، مال مردم را غارت و آن‌ها را به قتل مىرساند . مجمع البحرين باغى و عادى ( قاطع طريق ) در حالت اضطرار نمىتوانند از ميته بخورند . شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه قافلة - در حقيقت به شترهايى گفته مىشود كه از مقصد برگردند ، ولى عامهء مردم به شترهايى نيز مىگويند كه تازه مىخواهند به طرف مقصد خارج بشنوند ، مثلا مىگويند قافله‌هاى حاج خارج گرديد . موارد استعمال : صيد البحر و طعام آن براى شما و سيّاره ( قافله ) حلال است . طلبة الطلبه ، كتاب حج قامضة - اسبى است كه دستهاى خود را بالا برد و پاها را جفت كند و روى آن‌ها بايستد . مجمع البحرين در عرف فقها ، دخترى را گويند كه در اثر تحريك ديگرى دخترى را كه بر پشت سوار است به زمين بزند و موجب قتل و